|
+ هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد.. نمي گويم فراموشم مكن هرگز ولي گاهي به ياد آور بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی نامه عاشقیم را تو سكوت بي بهانه ترين صداي مهر است و من سكوت ميكنم تا بگويم دوستت دارم.. تو اين مملکت که اينقدر با اعتياد مبارزه ميشه تو چرا نارفيقي کردي و منو معتاد خودت کردي عشق از ژرفای خویش آگاه نمی شود جز در لحظه ی جدایی. -عشق همانند مرگ همه چیز را دگرگون می کند. آنجا که مي داني چشمان مشتاقي برايت اشک مي ريزد زندگي به رنج کشيدنش مي ارزد هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند elahi chob beshi pashmak besham doret begardam.! به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ نداآمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بيا، تا من بگردم دويدمو دويدم به قلكم رسيدم زدم اونو شكستم ، تا پول بياد به دستم هيچي نبود تو قلك ، بجز يه سوسك كوچك سوسكه بگم چيكار كرد؟ ترسيدو زود فرار كرد خونه ي اون خراب شد ، دلم واسش كباب شد دويدمو دويدم رفتم براي سوسكه قلك نو خريدم خيلي وقتا آدما واسه اينکه رو قولشون وايستن قولشونو زير پا مي ذارن تا بتونن روش وايسن وقتي مي رفتي بهار بود. تابستان نيامدي. پاييز شد. پاييز كه نيامدي پاييز ماند. زمستان كه نيايي باز پاييز مي ماند. تو رو خدا فصل ها رو به هم نريز پاشو بيا ديگه يارو قزوينيه داشته دور يه درخت سريع مي دويده .يكي بهش ميگه واسه چي دور درخت ميدوي . يارو ميگه طبق قانون 5 نيوتن اگه با سرعت نور دور درخت بدوم مي تونم به پشت خودم برسم !!! اگه اين روزا حس كردي توي قلبت بجاي صداي "تاپ تاپ "صداي اره و تيشه مياد نترس! مريض نشدي "من دارم توي دلت واسه خودم يك كلبه مي سازم" مسیحیان بر سر مزار خود صلیب می آویزند تا همه بدانند اینجا کسی آرمیده است....تو هم بر روی سینه ات صلیبی بیاویز که قلب تو آرامگاه من است...! آدمها چه راحت با جابجايي يک نقطه از خدا جدا ميشوند براي كسي وقت بزار كه براي تو وقت بزارد چشمانم خيس است دستانم ميلرزد به تو خيره مي شوم و تو آرام تر از هميشه نگاهم مي كني بي آنكه چيزي بگويي و من خيره به چشمانت. چشمانت تنها چيزي است كه از عكس پاره شده ات در دستانم به جا مانده اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته ميمانند، ميشکنند ترکه میره مهمونی، شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟ ترکه با خودش فکر میکنه: کی حوصله گریه بچه داره. بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه! صبح پا میشه بره دشتشویی یهو یه دختر جیگر میبینه میگه: شما دختر فلانی هستین، اسمتون چیه؟ دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟ ترکه میگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم emrooz raftam barat saat bekharam.. ama harchi gashtam didam hich saati be ghashangie on Saati ke didamet nist زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است پليس به تركه: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين زندگی همچون 4 فصل است . پس پر توقعی است که بخواهیم همیشه بهار باشد و شکوفه ها هم شکوفا ! عهدي که با تو بستم هرگز گسستني نيست ، من مخلص تو هستم لازم به بستني نيست ياروميره دندونپزشکي و دکتره ازش مي پرسه : شما شبا قبل خواب چيکار مي کني ؟ يارو ميگه : جيش ، بوس ، لاس ، ليس ، ناز ، گاز ، روش ، توش ، دوش ، لالا !!! دکتره ميگه : اون وسطا حتما يه جا مسواک بزن وقتي که خدا داشت منو بدرقه مي کرد بهم گفت: جايي که ميري مردمي داره که ميشکوننت ، نکنه غصه بخوري ، من همه جا باهاتم تو تنها نيستي تو کوله بارت عشق مي ذارم که بگذري، قلب ميذارم که جا بدي ، اشک ميدم که همراهيت کنه و مرگ که بدوني برمگردي پيشم يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم اسمت رو نمي ذارم دريا كه خشك بشي نمي ذارم خورشيد كه غروب كني نمي ذارم ماه كه صبح بشه و خورشيد جات بياد ميذارم عمرم كه اگه رفتي منم برم بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم . دهقان فداکار پير شده ، فداکاريش تموم شده ، چوپان دروغگو عزيز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،کبري تصميم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه با کلاغ دستشون توي يه کاسه شده ، حسنک رفته شهر دنبال کار ولي معتاد شده ، ما ايراني ها چمون شده؟؟؟؟ از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه قلبم را . . . دلم را به تو می سپارم چرا که دوستت دارم ای همیشگی ترین دوست در حسرت دیدنت بی قرارم ای تک سوار محبت ای مظهر شهامت از حزن دوریت گریه دارم يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که .خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است نیلو فر تنها در این دنیا منم من خيلي ها با هم زندگي مي كنن خيلي ها با هم آشنا مي شن خيلي ها همديگر رو دوست دارن اما وقتي جدايي پيش مياد همه ميذارن پاي قسمت و قضا و قدر هيچ كس دنبال اين نيست كه اين قسمت رو تغيير بده بخاطر باهم بودن، همه راه تحمل رو پيش مي گيرن. زندگي خلاف جهت رودخونه كار هر ماهي نيست فقط ماهي دريايي دل اين كار رو داره! چقدر خوبه كسي رو داشته ياشيم كه باهاش زندگي كنيم ، اين يه نياز اما چقدر زيباست كه كسي رو داشته باشيم كه نتونيم بدون اون زندگي كنيم، اين عشقه دوچشمت سرزمين آرزوها نگاهت داستان آشنايي ست امان از آن زمان كه قلب عاشق گرفتار خزان يك جداييست نام تو شنيد بنده دل داد بتو چون ديد رخ تو دل داد بتو دوستت دارم بی نهایت اما از این دوست داشتن دوست ندارم برات حصار یا زندان بسازم همونطور که از دوستی هیچ کس برای خودم حصار نمیسازم چون معتقدم عشق و دوست داشتن نهایت اعتماد و آزادی رو میاره و اسارت و مالکیت توی این زمینه اصلا معنایی نداره ... من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود ... دختر رشتیه دیر می یاد خونه باباش می گه:تا حالا کجا بودی؟می گه:بهم تجاوز کردن.باباش می گه:تجاوز نیم ساعت بقیش کجا بودی؟ عشق مثه پنير مي مونه : زيادش آدمو خنگ مي کنه ! اندازش به آدم تکامل ميده ! و هيچکس هم تا حالا از بي پنيري نمرده شعر ترکه براي دوست دخترش/صبح که در پنجرتون وا ميشه.....عصر که در پنجرتون وا ميشه.....شب که در پنجرتون وا ميشه.......واي که چقدر پنجرتون وا ميشه The End + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 16:1 توسط صمد |
من اگر روح پريشان دارم امیدوارم از شعر و عکسها خوشتون اومده باشه + نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 22:18 توسط صمد |
با عرض سلام خوشحالم که دوباره فرصتی دست داد تا به وبلاگم سری بزنم و مطالبی در آن قرار بدهم.
به نام پروردگاری که عشق را آفرید تا زنده بمانیم عشق یعنی راه رفتن زیر باران عشق یعنی من می روم تو بمان عشق یعنی آن روز وصال عشق یعنی بوسه ها در طوله سال عشق یعنی پای معشوق سوختن عشق یعنی چشم را به در دوختن عشق یعنی جان می دهم در راه تو عشق یعنی دستانه من دستانه تو عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو عشق یعنی می برم تا اوج تورو عشق یعنی حرف من در نیمه شب عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب عشق یعنی انقباظو انبصاط عشق یعنی درده من درده کتاب عشق یعنی زندگیم وصله به توست عشق یعنی قلب من در دست توست عشق یعنی عشقه من زیبای من عشق یعنی عزیزم دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388 22:50 توسط صمد |
|